جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
53
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
سرهارفورد جونز در سال 1809 ماجراى فعاليت و گرفتارىهاى خود را نوشت و از دنبال او موريه فراآمد كه در اين موقع و باز دو سال بعد با سمت منشى در معيت سرگور اوزلى به ايران رفته و فرصتى را كه بدست آورده بود صرف انتشار دو كتاب بسيار فاضلانه و محققانه نمود . هيچ هيأت و سفارتى بيشتر از سفارت اوزلى وقايعنگار و تاريخنويس همراه نداشت چون علاوه بر كتاب ثانوى موريه ، وقايع اين دوره بوسيلهء سردبليو اوزلى برادر سفير كه دانشمند خاورشناس شهيرى بود و همچنين به وسيلهء دبليو . پرايس به رشته تحرير درآمده است . در سال 1817 كوتزبو ( Kotzebue ) شرح سفارت كنت يرمولوف را در سفارت روس نوشت و در 1835 سرهنگ استيوارت با عنوان دبير سفارت همراه سرهنرى اليس آمد و تصوير جالب نظرى دربارهء حكومت محمد شاه به يادگار گذاشت . چندى بعد سريوستن شيل وزير مختار ، زن خود را در نوشتن كتابى نافع و سرشار از اطلاعات يارى نمود . كنت گوبينو مأموريت سياسى خود را در سفارت فرانسه صرف انتشار چند جلد كتاب فاضلانه كرد . در ميان اعضاى جوانتر نمايندگىهاى سياسى ديگر يكى كه قدر و اعتبار وافى و كافى داشت بارون دوبود منشى سفارت روس بود كه داستان سفر خود را به سرزمين بختيارى كه در سال 1840 اتفاق افتاد نوشت و ايستسويك كه سمت مشابهى بيست سال بعد در سفارت انگليس داشت و همچنين مسيو باربيه دومينارد ، كه ترجمههاى او از آثار نويسندگان مشرق زمين وى را در رديف دانشمندان ممتاز فرانسه قرار داد . بواسطهء سروصداى روزافزونى كه ايران در جهان غرب برانگيخته بود چند تن از جهانگردان انگليسى كه به هيچ دستگاهى وابسته نبودند ايران را عرصهء گردش و تحقيق خويش انتخاب كردند و بدين ترتيب از ده سال اول اين قرن تا حال زمينهء بررسىهاى جغرافيائى و باستانشناسى و مآلا اقدامات ادبى فراهم شد . در نيمهء اول قرن حاضر اسكات وارينگ ، باكينگهام ، سرآر . - كرپورتر و بيلى فريزر به اين دسته پيوستهاند .